۳ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

شاهنامه ، از خطّی تا چاپی





مقدمه : 

      مقالهٔ حاضر به قلم استاد ایرج افشار می باشد که به سال ۱۳۵۵ در مجلهٔ « هنر و مردم » ( ش ۱۶۲ ) به چاپ رسیده است . مقاله به بررسی تمامی نسخ خطی معتبر شاهنامه از خطی تا چاپی تا انتهای سال ۱۳۵۵ پرداخته . البته واضح و مبرهن است که نسخهٔ مشهور فلورانس در آن زمان شناخته نشده بود و از دسترس محققان به دور و در قسمتِ کتب چاپی دورهٔ جدید ، شاهنامهٔ جلال خالقی مطلق نیز به چاپ نرسیده بود که به تأیید اهل فن از جمله نگارندهٔ مقاله صحیح ترین و معتبرترین متن شاهنامه می باشد . در مورد شاهنامه فلورانس مطلبی را قبلاً در روزگار نو تقدیم شده است و در باب چاپ جلال خالقی مطلق نیز مطالب مفصلی به مرور عرضه خواهد شد . مقالهٔ حاضر حاوی نکات فراوان و قابل توجهی است و مرجعی معتبر در مورد تمام شاهنامه های معتبر تا آن زمان و همچون آثار دیگر ایرج افشار آموزنده،  دقیق و خواندنی است . امید که مقبول افتد . 





شاهنامه ، از خطّی تا چاپی




          انتشارِ شاهنامهٔ فردوسی در اکناف جهان سرگذشتی شنیدنی دارد . چه ، از وقتی که سرودنِ این منظومهٔ بلند و پایدار آغاز شد و تحریر آن در سال ۳۸۴ قمری به پایان رسید و در سال ۴۰۰ تحریر نهایی آن آماده شد تا کنون که اندکی از هزار سال گذشته ، این حماسهٔ اقوام ایرانی به اشکال و صورِ گوناگون در دسترس قرار گرفته است . ملت ایران و دوستدارانِ راستین زبان فارسی در جهان ، در مدت ده قرنِ تمام ، به وسیلهٔ خواندن متن و شنیدن آن از دهانِ قصه خوانها و شاهنامه خوانها ( مخصوصاً در قهوه خانه ها و زورخانه ها و مجالسِ خاص شاهنامه خوانی ) بر پهنای اندیشهٔ انسانی و هنر گرانسنگ و جاودانی شاعر وقوف یافته و از معانی و دقائق آن لذتها برده و از گنجی چنین کم مانند و بیش بها فوائد اندوخته اند . 


شاهنامهٔ خط فردوسی 

          

           هیچ نمی دانیم نسخه ای از شاهنامه که علی الظاهر در دیه باژ از آبادیهای طوس تهیه شده و به غزنین فرستاده شد و در آنجا به پیشگاه سلطان محمود غزنوی تقدیم شد به چه صورت بود . به خط فردوسی بود و یا به خط کاتبی خوشنویس . مزین بود یا نبود . به چه اندازه ای بود . در هر صفحه اش چند ستون شعر نوشته شده بود . بالاخره جلدش از چه نوع بود . 

          به نقل از مجتبی مینوی از روایاتِ قدیم ، چون کتاب بسیار مفصل و بزرگ بود به ناچار آن را در چندین مجلد ، مثلاً هفت دفتر یا دوازده دفتر یا حتی بیست دفتر ، هر دفتر حاوی دو هزار و پانصد بیت نویسانیده و ترتیب داده بوده است . 

        بهر تقدیر ، تردید نیست که فردوسی خود دستِ کم یک نسخه شاهنامه به دست خویش نوشته بوده است و مانند هر نویسنده و شاعری در آن تصرفات و کم و بیشها کرده بوده است . اما بسیار جای افسوس است که ورقی هم از چنان نسخه ای عزیز به واسطهٔ کثرت و سختی حوادثِ روزگار برای ما باقی نمانده است . 


نسخه های عصرِ فردوسی   

     

          معهذا چون چند نسخهٔ خطی از ایامی نزدیک به عصرِ فردوسی در دست داریم تا حدودی نسبی میتوان بر شیوهٔ کتابت و نحوهٔ تنظیمی که در نسخه های اوائل قرن پنجم به کار رفته است واقف شد . فی المثل خط اسدی طوسی همشهری فردوسی و سرایندهٔ منظومهٔ گرشاسب نامه که نسخه ای از کتاب دارویی « الابنیه عن حقایق الادویه » را به سال ۴۴۷ هجری نوشته اسر در دست داریم و آن نمونه ای است گویا از رسم الخط و کاغذی که در اوقاتی نزدیک به عصرِ فردوسی در شهر طوس مرسوم بوده است . اوراقی معدود هم که از نسخهٔ وامق و عذرای عنصری و گرشاسب نامه اسدی به دست آمده است که به احتمال قوی از آن روزگاران و نمونه ای است از طرزِ ضبط و نگارش کتب شعری در عهد غزنویان . 

     یکی از نمونه های عالی تذهیب و تجلید شاهنامه در قرنِ پنجم که شایسته و در خور تقدیم به پادشاهان است و هم اکنون در دست است اجزا  قرآن مجیدی است که دو جزوش در کتابخانهٔ آستان قدس رضوی و یک جزوش در کتابخانهٔ سلطنتی موجود بود و اجزا دیگرش چند سال پیش در حین مرمت قسمتی از بقعهٔ امام علی بن موسی الرضا علیه السلام ( مشهد ) به دست آمد . این اجزا به خط و تذهیب عثمان بن حسین الوراق الغزنوی و مورخ به سال ۴۶۶ ق است و هر یک نمونه ای یگانه از کار آن هنرمند استاد و بازمانده ای از هنر عالی عصری درخشان .  


قدیمی ترین نسخهٔ شاهنامه 


      فردوسی در سال ۴۰۰ ق  از تحریر نهایی شاهنامه فارغ شد . ولی قدیمی ترین نسخهٔ شاهنامه متعلق است به سال ۶۷۵ ، که اگر احتمال خدشه ای در تاریخ کتابت آن نرود و همهٔ اوراقش یک دست دانسته شود نسخه ای است که حدود ۲۷۵ سال پس از تصنیف اثر کتابت شده است . ناچار احتمال تصرفات و تصحیفات و تحریفات هم در آن میرود . این نسخه اکنون در موزهٔ بریتانیا نگاهداری میشود . چند ورقش به خط نستعلیق گونه است و بقیه به خط نسخ ، نسخه شش ستونی کتابت شده است . ظاهراً کتابت منظومه های مفصل و طولانی در شش یا چهار ستون به منظور آنکه از قطرِ و ضخامتِ نسخه کاسته شود همیشه مرسوم بوده است . بطور مثل نسخهٔ دواوین ده گانهٔ مورخ ۶۹۹ در مجموعهٔ چستر بیتی « دوبلن » چهار ستونی و نسخهٔ دواوین سته مورخ ۷۱۳ متعلق به کتابخانهٔ دیوان هند 

« لندن » شش ستونی است . 


نسخه های مصور 


         از این میان نسخه های مشهور به مغولی ( یعنی از عصر ایلخانان ایران ) واجد اهمیت است . مخصوصاً آن نسخی که دارای مجالس تصویرست همیشه موردِ توجه تام و تمام عتیقه دوستان و متمولین و اعیان و پادشاهان ممالک مختلف بوده است و 

نمونه هایی از آنها در آمریکا ، ممالک اروپایی ، ترکیه ، ایران و شبه قارهٔ هند موجود است . 

        کثرت علاقه به مجالس تصویر این نوع نسخ چندان بوده است که در موارد بسیار نسخ قدیم و مهم را اوراق و متن را فدای تصویر کرده اند . شاهنامه ای که اوراقی چند از آن باقی است و به نام « دموت » ( Demotte )  شهرت یافته است یکی از نمونه های این نوع تضییع است . اوراق نسخه از نوع نسخ زیبا و خوش خط و مصوری بود که در عصر ایلخانان کتابت می شد و چون اغلب به منظور اهدا به امرا و ملوک بود به مجالس تصویر و جداول و تذهیب آراسته می گشت . 

      مصور ساختن شاهنامه ، از نخستین قرن پس از سروده شدن آن اثر مرسوم بود و دو بیت از سوزنی سمرقندی شاعر قرنِ ششم هجری ( اگر چه به منجیک ترمذی هم نسبت داده شده ) ، ضمن مدیحه ای ، دلالت برین معنی دارد : 

به   شاهنامه   برار   هیبت   تو   نقش  کند 

ز  شاهنامه  به  میدان   رود   به جنگ فراز 

ز   هیبت   تو   عدو   نقش   شاهنامه شود 

کز و نه مرد به کار آید و نه اسب و نه ساز 

  

مجالس شاهنامه 

  

         امروزه شاهنامه های مصور و خطی و حتی اوراق منفرد و جداشده ایی که از مجالس شاهنامه های قدیم در دست است زینت بخش کتابخانه ها ، موزه ها ، مجموعه های شخصی است و فهرستی از آنها که زیر نظر «الگ ابار » ( O . grabar ) تهیه شده است بازگویندهٔ و راهنمایی است از آنکه کدام یک از داستانها و صحنه ها بیشتر موردِ توجه بینندگان و خوانندگان بوده است و به همان سبب هنرمندان آن مجالس را بیشتر تصویر کرده اند . بطور مثال میتوان از احصائی که در فهرست مذکور شده است نمونه ای آورد و گفت که در شاهنامه های مصور مهم ، از صحنهٔ کشته شدن اشکبوس و اسب او به دست رستم پنجاه و نه مجلس وجود دارد . ولی از صحنهٔ لباس پوشیدنِ رستم به رسمِ بازرگانان فقط یک مجلس دیده شده است . 

        تهیهٔ مجالس شاهنامه ، همیشه تحت تأثیر اسلوبهای نقاشی ای بوده است که در زمان تهیهٔ نسخه ها رواج داشت . بطور کلی سبکهای مرسوم در تصویرسازی شاهنامه ، اعم از نسخه های خطی و چاپی ، خارج از مینیاتور و نقاشیهای قهوه خانه ای و نقش حمام نیست . تجدد و نو نمائی که درویش پروردهٔ ایرانی در پرده های شاهنامه چاپ بروخیم به وجود آورد محدود به خود او باقی ماند ، اگر چه شاید حسین بهزاد و بعضی دیگر در کار خود تا حدی پیرو شیوهٔ درویش شده اند . 

       شاهنامهٔ فردوسی ، همیشه میدانی گشاده و بسیار مناسب برای هنرمندان ( اعم از خوشنویس و صورتگر ، و تذهیب کار و جلد ساز ) در نمودن ذوق هنرآفرین و دست هنرپرورشان بود . قصه شان معمولاً آن بود که پرداختهٔ هنری خود را به درگاه بزرگی به هدیت بفرستند . 

 

شاهنامهٔ بایسنغری 


      یکی از عالی ترین نمونه ها ، شاهنامهٔ معروف بایسنغری است از کارهای هنری مکتب هرات و مربوط به سال ۸۳۳ ق . این نسخه به خط نستعلیق خطاط مشهور جعفر بایسنغری است . بیست و دو مجلس تصویر دارد با جلد ممتاز سوخت طلاپوش از بیرون و مُعرّق از درون و اوراق سرلوحه و تُرنج دار مُرَصّع در آغاز و جداول مُذهّب ، برای خزانهٔ غیاث الدین بایسنغر نوادهٔ تیمور . 

      این نسخه از شاهنامه دارای مقدمه ای است به نثر که بعدها به مقدمهٔ بایسنغری شهرت یافت . در آن گفته شده است که اگر چه نُسَخ متعدد از شاهنامه در کتابخانهٔ همایون موجود بود در سال ۸۲۹ ق ارادهٔ امیرزاده برآن قرار گرفت که نسخه ای « از چند کتاب یکی را مصحح ساخته مکمل گردانند . » 

        این نسخه که در کتابخانهٔ سلطنتی ایران نگاه داری می شود از حیث کاغذ و کتابت و سرلوحه و شمسه و جدول و تذهیب و ترصیع و جلد و شیرازه بندی و مجالس تصویر از نسخ کم مانندی است که هنرمندان دورهٔ تیموری ایجاد کرده اند و نظایر آن هم در آن اعصار درخشان هنری چندان متعدد به وجود نیامده است . 


شاهنامه های تیموری 


      بسیاری از شاهنامه هایی که در عهد تیموری نوشته و آراسته می شد ، چون برای اهدا به پادشاهزادگان هنر دوست تیموری و حُکام و امرای عصر و نیز ارسال به دربارِ عثمانی ، شاهانه بود . یعنی مزین و هنری بود . افسوس که عدهٔ کثیری از آنها از دست رفته است . مثلاً شرف الدین علی یزدی مورخ و وزیر عصر شاهرخ تیموری ابیاتی دارد در ماده تاریخ جلد و طلبه ( غلاف ) نسخه ای مصور از شاهنامه که برای امیر شمس الدین محمد میرک فرزند جلال الدین امیر چقماق شامی در مدت سه سال از ۸۳۹ ق تا ۸۴۱ ق تهیه شده بود . نیک معلوم است که اگر نسخه و جلد و غلاف آن نسخه اهمیت هنری نداشت و از نفائس به شمار نمی رفت ماده تاریخ در باب آن گفته نشده بود . یزدی می گوید : 


اگر  چند  هستم  چو  خرم  بهار 

مشو قانع از من به نقش  و نگار        

بیاسا    دمی    از   دَمِ   قدسیم 

که  رضوان   فردوس  فردوسیم

همو در منظومهٔ هشتاد بیتی ، در مدح شاهزاده ابراهیم میرزا گفته است : 

که      فحوای     این    نسخهٔ   نامدار 

حدیثی     است    فرسودهٔ     روزگار 

چو این نسخه اینجا به جای دل است 

گزینم   که  دل  روح  را  منزل  است 


    و از این قبیل است شاهنامه های موجود به خط منعم الدین اوحدی شیرازی ، مرشد کاتب شیرازی و دهها کتاب و خوشنویس دیگر که اغلب آنها در فهارس کتابخانه ها مورد معرفی قرار گرفته است و به کرّات عکس مجالس آن  نُسَخ در کتب اروپایی به چاپ رسیده است . 


در عصر صفوی و قاجاری 


    از شاهنامه های عصرِ صفوی شاید مهمترین نسخهٔ آن است که به نام شاهنامهٔ طهماسبی مشهور است

( توضیحات و تصاویر این شاهنامه را پیشتر در وبلاگ گذاشته ام . روزگارِ نو ) و اکنون به موزهٔ متروپولیتن نیویورک تعلق چون « آرتور هوتون» آن را به آنجا اهدا کرد در مقلات و کتب به « شاهنامهٔ هوتون » معروف شده است . اهمیت این نسخه بیشتر به مناسبت مینیاتورهای آن است که از حیث استادی در صحنه سازی ، استعمال و قدرت رنگ آمیزی ، بزرگی مجلسها و صورتها یکی از نمونه های عالی بازمانده از دوران صفوی است . در یکی از مینیاتورها تاریخ ۹۳۴ ق دیده میشود و در یکی دیگر نام یکی از نقاشان اثر به نام 

« میر مصور » . نسخه به خط نستعلیق است . در ترتیب و تنظیم هنری آن عده ای از مذّهبان و صورتگران مشارکت داشته اند . این نسخه متعلق به دربارِ سلاطین عثمانی بوده و از سال ۱۹۰۳ در مجموعهٔ برون ادموند دورتچیلد Baron E . de Roctchild  دیده شده است

       شاید آخرین نسخهٔ ممتازی که از شاهنامه در اوائل قرن چهاردهم تهیه شده و به صورت خطی باقی مانده است نسخهٔ کتابت محمد داوری شاعر فرزند وصال شیرازی باشد . این نسخه دارای پنجاه مجلس است که عده ای از آنها کار شاعر و کاتب نسخه و عده ای کار لطفعلی مشهور به صورتگر شیرازی است . این نسخه اکنون به مجموعهٔ اختصاصی علیاحضرت فرح پهلوی شهبانوی ایران متعلق است . 

        در طول مدت ده قرن که از تصنیف شاهنامه می گذرد ، بیشتر زیبایی نسخه های آن موردِ نظر بوده . نه تنها عموم مردم ، بلکه شاید اهل سواد هم توجهی به صحت متن چنانکه باید نداشتند و چون کاتبان هم رعایت امانت و دقت نمی کرده اند و اصول مقابلهٔ نسخ درین نوع متون چنانکه باید رایج نبود بسیاری از نسخ شاهنامه اگر عادی و معمولی نباشدفقط دارای ارزش هنری است . 


اولین چاپ   

 

        پس از اینکه مطالعه در ادبیات ملل شرق مورد توجه و دقت اروپائیان قرار گرفت و تحقیقات خاورشناسی جنبهٔ علمی یافت رسیدگی در متون ، و از جمله شاهنامه هم ، برای نخستین بار توسط آنان آغاز شد . البته ذکرِ فردوسی و شاهنامه پیش از آن که توسط سیاحانی از قبیل شاردن بطور جسته گریخته و اجمالی و گاهی مملو اشتباه از قرن یازدهم به بعد در سفرنامه ها آمسه است . همچنین کسانی که کتابهای آموزش زبان فارسی می نوشتند گاه گاه ضمن منتخبات تنظیمی خود ابیاتی از شاهنامه را در آن کتب می گنجاندند .

       قدیمی ترین قسمتی از شاهنامه که بطور مستقل در اروپا به طبع رسیده منتخناتی است که توسط «هاگمن» در سی و دو صفحه به سال ۱۸۰۱ میلادی در گوتینگن طبع شد . تا اینکه «ماثیو لمسدن» M. Lumsden از معلمین انگلیسی زبانهای عربی و فارسی مدرسهٔ «فور ویلیامِ» کلکته در سال ۱۸۱۱ نخستین جلد شاهنامه را به حروف سُربی درشت و به خط نستعلیق در ۷۲۲ صفحهٔ رَحلی با مقدمهٔ مشروح انگلیسی به چاپ رسانید . اشاره ای که به نستعلیق بودنِ حروف سربی متن شد ازین باب است که این نوع حروف فقط مدت کوتاهی مورد علاقه در چاپ متون عربی و فارسی واقع شد و کتابهای معدودی در کلکته و استانبول و قاهره با این نوع حروف سربی به چاپ رسید . 

        لمسدن در صفحهٔ عنوان کتاب یادآور شد که شاهنامه را در هشت مجلد به طبع خواهد رسیانید . ولی بجز جلد اول توفیق انتشارِ مجلدات دیگر آن را نیافت . از بامزگیهایی که در عنوان انگلیسی چاپ لمسدن دیده می شود آن است که حرف U به جای حرکتِ فَتحه یعنی « اَ » استعمال شده است چندانکه خواننده تصور می کند که نام کتاب 

« شاه نامو » دانسته شده است . 

        کار لمسدن که از حیث پیشگامی در انتشار نخستین شاهنامهٔ چاپی ، در خور تحسین است به اشاره و نظر کمپانی هند شرقی آغاز شد و چند منشی و مولوی ( به اصطلاح هندوستان ) درین خدمت با او همکار بودند . به نحوی که گفته اند آنها بیست و هفت نسخه در اختیار داشتند و جای جای درضبط متن از آنها به تفاریق استفاده کرده اند ، ولی چون نحوهٔ استفاده آنها مشخص نیست ، مشخصات و نسخه ها هم معین نیست . احتمالاً اکثر آنها بی اعتبار بوده است . طبع لمسدن از نظر علمی مقام والائی نیافت . 


رستم و سهراب 


      سه سال بعد از نشر این قسمت از شاهنامه داستان رستم و سهراب توسط «آتکینسون» J . Atkinson که او هم از خاورشنسان مقیم هند بود در سال ۱۸۱۴ در کلکته در ۲۶۷ صفحه و ۲۵ صفحه مقدمهٔ انگلیسی به همان حروف سربی خط نستعلیق و ترجمهٔ انگلیسی متن به چاپ رسید . از اختصاصاتِ این چاپ آن بود که مُصّوَر بود و نقاشیهای مُندَرِج در آن ترکیبی بود از شیوهٔ مرسوم مجالس شاهنامه های خطی با تصرفاتی فرنگی .  


چاپ ماکان 


      طبع دورهٔ کامل شاهنامه براساس نسخه های معتبر و رعایت نسبی اصول نسخه شناسی ، نخستین بار به توسط یک صاحب منصبِ نظامی انگلیسی موسوم به «ترنر ماکان» که در هند خدمت می کرد انجام شد . او خود در صفحهٔ عنوانِ فارسی کتاب به سیاق عنوان گذاری مرسوم نزد شرقیان نوشت « کتاب شاهنامهٔ ابوالقاسم طوس متخلص به فردوسی که به سعی و اهتمام کمترین بندگان آن بی نشان و لامکان کپتان ترنر ماکان ، با نسخ متعدد قدیم و معتبر مقابله و تصحیح یافته مع فرهنج الفاظ نادر و اصطلاحات غریب و احوال آن سخن سنجِ فصیح و ادیب به دارالحکومه کلکته به قالب طبع درآمده . » 

      و در ذیل صفحهٔ عنوان دو بیت در مدح فردوسی آمده است که نقل آن خالی از تفنن نیست . 

سکه ای کاندر سخن فردوسی طوسی نشاند

تا  نپنداری  که  کس  از  جملهٔ  انسی  نشاند   

اول  از   بالای  کرسی  بر  زمین  آمد  سخن 

او  به  بالا  برد  و بازش بر سر کرسی نشاند

        شاهنامهٔ ترنر ماکان که در چهار مُجلّد به سال ۱۸۲۹ انتشار یافت و اولین چاپ کامل و معتبری بود که در دسترس قرار 

می گرفت ، بعدها منبع و مرجع چاپهای متعدد هند و ایران شد . ماکان بجز متن ، در انتهای آن ، داستانها و روایتهای الحاقی را که از آنِ شاهنامه نیست به چاپ رسانید و لغتنامه ای هم بدان ضَّم کرد . متن اختیاری ماکان در جلد اول همان طبع لمسدن است ، ولی بقیه اش تهیه و تنظیم و مقابله شدهٔ خود اوست ، ماکان از کسانی است که مدتی از عمر را در میان فارسی زبانان غدارنید و بدین زبان آشنایی تمامی یافته بود .  


چاپ موهل   


         بیش از هفت سال از انتشار طبع ماکان نگذشت که چاپ مهم و مشهورِ دیگری به توسط دانشمندی اروپائی موسوم به 

« ژول موهل » J. Mohl  به قطع بزرگ سلطانی و در هفت مجلد ضخیم و با کاغذ عالی و چاپی ممتاز میان سالهای ۱۸۳۸ و ۱۸۷۸ در پاریس نشر شد . یعنی چهل سال مدت گرفت . 

        موهل بنحوی که خود در مقدمهٔ مفصلش می نویسد از نسخه های متعدد استفاده کرد که هشت تای آنها متعلق به کتابخانهٔ پادشاهی پاریس ( یعنی کتابخانهٔ ملی امروز ) بود . او سیزده نسخه هم در کتابخانهٔ کمپانی هند شرقی در لندن دیده بود . بجز آنها دو نسخه هم از سِر جان مِلکُم به امانت گرفته بود که یکی نسخهٔ اساس چاپ کلکته بود و یکی از آنِ کتابخانهٔ نادرشاه . همچنین چندین نسخهٔ دیگر که مالکین همه را در مقدمه معرفی کرده است . 

       خدمت موهل بجز نشر متن از جهت دیگری هم اهمیت یافت و آن همراه کردن ترجمهٔ فرانسه اثر با متن فارسی است ، بدین نحو که یک صفحه از ترجمه را مقابل یک صفحه از متن قرار داد . این کار بزرگ و جاودانی که موهل به فرمان شاه فرانسه انجام داد و در چاپخانهٔ پادشاهی به عنوان مجموعهٔ شرقی نسخه های چاپ شده ، در کتابخانهٔ پادشاهی به چاپ رسید ، از حیثِ هنر و زیبایی چاپ و حروف درشت از کتابهای ممتازست . طبع موهل دوبار در سال ۱۳۴۴ و ۱۳۵۳ به صورتِ عکسی ( ولی کوچک شدهٔ آن در قطع جیبی ) به سرمایهٔ سازمان کتابهای جیبی در تهران انتشار یافته است . 

       موهل که به شاهنامه عشق می ورزید و اکثر دوران حیات علمی خود را بر آن موقوف کرد پیش از انتشار متنِ کامل قطعاتی انتخابی از شاهنامه را که مرتبط به مذهبِ زردشت می شد در سال ۱۸۲۹ انتشار داده بود . 

 

چاپ فولرس

 

      چهارمین طبع مهم که به وسیلهٔ خارجیان از شاهنامه نشر شد و آن را به نسبت باید عالمانه تر دانست آن است که توسط دانشمندی ایرانشناس و محقق در رشتهٔ لغت و زبان فارسی موسوم به یوهان فولرس J. Vullers میان سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۸۴ با همکاری لندوئر Landauer در شهر لیدن در سه مجلد به طبع رسید . ولی با این همه ، تا داستان کشته شدن دارا بیشتر چاپ نشد . فولرس ، آلمانی بود و استاد زبان فارسی در دانشگاه « گیسن » . هموست که فرهنگ مهم و عظیم فارسی ـ لاتین را تهیه و نشر کرده است . فولرس پیش از اهتمامی که در نشرِ دورهٔ شاهنامه کرده بود منتخباتی هم از شاهنامه به سال ۱۸۳۳ به طبع رسانیده بود . 

       سه طبع ماکان و موهل و فولرس ، سالهای دراز در تحقیقات و تتبعات اروپاییان مرجع و مأخذ مراجعه بود . فرتیز وُلف هم که فرهنگ لغات شاهنامه را تهیه و تدوین کرد و اساس کارِ خود را بر این چاپها گذاشت در جدول تطبیقی ضمیمهٔ آن محل وجود شواهد را در هر یک از آن سه چاپ نشان داد . وُلف که آلمانی بود مدتی دراز از عمر 

( به روایتی نزدیک به سی سال ) را در تنظیم لغات شاهنامه صرف کرده بود و کارش به کوری هم کشید ، در سرآغاز نامهٔ خود این بیت شاهنامه را حسب حال خویش دانسته :

من این نامه فرخ گرفتم به فال 

همی رنج  بردم به بسیار سال 


چاپهای ایران 


       شاهنامه در ایران ، اول بار در محرم سال ۱۲۶۷ قمری یعنی قریب به یکصد و سی سال پیش در تهران به خط نستعلیق و چاپ سنگی و قطع رحلی در ۵۹۵ ورق چاپ شد . این چاپ « حسب الفرمایش حاجی محمد حسین تاجر تهرانی علی ید مصطفی قلی بن مرحوم محمد هادی سلطان کجوری بلده ای ... در چاپ خانهٔ مبارکهٔ صناعت دستگاهی استاد الاساتید سرکارِ با اقتدار فی فن الشریف اشرف الحاج و المعتمدین حاجی عبدالمحمد رازی » تهیه شده است . چون در آن ایام کتابفروشان بضاعتی نداشتند و نشر کتب مهم به سرمایهٔ تُجّارِ معتبر انجام میشد ، بسیاری از شاهنامه های چاپی ایران و هند هم به نقفه و سفارش تاجران به طبع رسیده است . شاهنامهٔ حاجی عبدالمحمد رازی مصور و بعضی از مجالس آن دارای رقم «میرزا علیقلی خویی» از صورتگران مجلس ساز آن قرن است .


چاپهای هند 


       مقارن همین دوران بعضی از تجار ایرانی به چاپ شاهنامه در هند اهتمام کرده اند . فی المثل در سال ۱۸۴۹ میلادی شاهنامه ای به خط نستعلیق و مصور به اهتمام «آقا محمد باقر صاحب تاجر شیرازی » در بمبئی طبع شد . پنج سال پس از آن شاهنامهٔ معروف به خط « آقا بابا» در بمبئی انتشار یافت . یک سال پس از آن شاهنامهٔ بسیار معروفِ خط «اولیا سمیع » ( یعنی محمد ابراهیم شیرازی مشهور به آقا ) در همان شهر و در کارخانهٔ عبدالغفور به طبع رسید . چاپ اولیا سمیع که مصور و شش ستونی و به قطع رحلی بزرگ است طبق نوشته ای که حاوی رقم کاتب است « حسب الفرمایش ... عمده الاعاظم و الاعیان ... آقا محمد باقر صاحب تاجر شیرازی به خط و دقت اقل خلق الله محمد ابراهیم الشهیر ، آقا خلف مرحمت و غفران پناه ـ محمد حسین خان اولیا سمیع شیرازی در بندر معمورهٔ بمبئی و در کارخانهٔ استاد المطبعین و المترسمین عبدالغفور مشهور به دادومیان ابن محمد بن عبدالله دهایلی » در جمادی الثانیه ۱۲۷۲ به انجام رسیده است . کاتب در پایان منظومه ای از خود در سببِ کتابت نسخه آورده است و در آنجا می گوید :

نویسندهٔ   این   همایون  کتاب 

چنین می سراید پس از اکتتاب 

بگفتا  چو  تاریخ  او  خواستند 

به   شهنامه   عالم   بیاراستند  

        رقم تصویرهای خوش نقش این چاپ بنحوی که در یکی از نقشها دیده می شود چنین است : « انتصاب و اهتمام تصاویر علی ید اقل الساده سید محمد بن مرحوم مغفور سرور میرزا کاظم الحسینی الشیرازی فی ۱۲۷۲ » . پس سفارش دهنده و نویسنده و نقاش این کتاب همه شیرازی بوده اند و چنس چاپ دیگر هم هست که از یادگارهای شیرازیان به شاعرِ طوسی بوده است .

       چاپ دیگری که از شاهنامهٔ مشهور به اولیا سمیع شده چاپ سال ۱۲۷۶ شمسی است . کاتب قطعه شعری در پایان آن نوشته است که چند بیتش خواندنی است : 

سراید نویسندهٔ این کتاب 

چنین با دلی گشته از غم کباب 

یکی  از  بزرگان  با  فرّ  و جُود 

ز  تاریخ  شهنامه پرسش نمود 

بدو  گفت آن کش نویسنده بود 

کیا  تازه  شهنامه  مطبوع  شد 

         پس از آن در سال ۱۲۷۶ شاهنامهٔ فرمایش آقا میرزا محمد باقر بن حاجی میرزا کوچک تاجر شیرازی به خط میرزا محمد رضا بن آقا میرزا محمد حسین خوشنویس شیرازی در کارخانهٔ جناب میرزای مذکور موسوم به مطبع محمدی در بمبئی منتشر شد .

        شاهنامه در شهرهای مختلف هند از قبیل کانپور و لکهنو تا آنجا که نسخه های آنها شناخته شده است شانزده بار به چاپ رسیده و اغلب آنهاست که با فرهنگ لغات است و از روی چاپ ترنر ماکان، یکی از چاپهای معروف آن است که به تصحیح آقا میرزا فرصه الدوله متخلص به فرصت در ۱۳۱۵ در بمبئی نشر شده است ، یکی هم 

« آیینهٔ خورشید یا شاهنامه » است .

        آخرین طبع هند ظاهراً آن است که توسط آموزندهٔ شیر مرد ایرانی در سال ۱۹۲۴ در بمبئی از روی طبع اولیا سمیع به چاپ رسیده است .


باز هم چاپهای ایران 


         باز گردیم بر سر چاپهای ایران ، دومین شاهنامهٔ ایران که به چاپ زیبای سنگی است به خط نستعلیق خوشنویسِ مشهور عسکر اردوبادی است . این چاپ از چاپهای کارخانهٔ مشهدی حاجی آقاست و در سال ۱۲۷۵ در تبریز طبع شده است . ناشرش نوشته است که آنرا از روی چاپ ترنر ماکان و مقابله با شش نسخهٔ دیگر نویسانیده و طبع کرده است . این شاهنامه مصور و شش ستونی و با جدول بندی است و مخصوصاً ز حیث هنر نقاشی قابل توجه .

        سومین شاهنامهٔ چاپ ایران نیز کار کاتبان و استادان دارالطباعه ای است در تبریز . این شاهنامه به خط محمد علی دلخون فرزند محمد جواد تبریزی است و به سعی حاجی علی آقا به سال ۱۳۱۶ قمری در دارالطباعهٔ استاد علی به چاپ رسیده است و مثل اغلبِ شاهنامه هایی که تا آن روزگار مطلوب بود که به قطع رحلی باشد تا انتشارش در یک جلد میسّر باشد ، بدان قطع بزرگ است . 


چاپ امیر بهادر 


        چهارمین شاهنامهٔ چاپ ایران که در زمان انتشار از شهرتی خاص نصیب برد ، آن است که به دستور حسین پاشا خان امیر بهادرِ جنگ تهیه و چاپ شد . تهیهٔ این شاهنامه که به قطع سلطانی یعنی به اندازهٔ تقریبی روزنامه های کنونی بود چهار سال میان سالهای ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶ قمری مدت گرفت . به همین جهت به عکس مظفرالدین شاه و محمد علی شاه مصور است و در انتهای آن تصویر امیر بهادر آمده است . مقدمهٔ کتاب نوشتهٔ شاعر معروف محمد صادق امیری فراهانی ملقب به ادیب الممالک است . نسخه به خط خوشنویس معروف مرحوم عماد الکتاب است و شش ستونی و در پایان عبارتی دارد در معرفی کسانی که در سرانجام دادنِ این شاهنامهٔ مشهور دست داشته اند . در قسمتی از آن عبارت ، که به تأثیر ادیب الممالک و مؤبد بیدگلی به لغات ساختگی ممزوج شده ، آمده است که 

« به کوشش و غلت گیری ( کذا ) رده آرای میدان سخن ، پدید ساز راز کهن ، لاد افکن بخردی ، بنیاد مؤبد پارسی نژاد ، شیم عبدالعلی بیدگلی ... در تافتخانهٔ آقا سید مرتضی به دستیاری آقا میرزا عباس ( و در حاشیه گفته شده است که عباس از سربازان قدیم گارد نصرت است ) به فرخی انجامید به کلک من بنده محمد حسین عماد الکتاب به سالمه آسیه بیست و ششم شهرِ صفر المظفر در سال یکهزار و سیصد و بیست و دو . » 

          شاهنامهٔ امیر بهادر جنگ ، هم از حیث زبانی که در مقدمه و توضیحات آن به کار رفته و هم از حیث تصاویر و اشکالی که برای سلاطین کیانی کشیده شده است و در تحت تأثیر نقوش تخت جمشید است ، کاملاً نشان دهندهٔ روحیه ای است که ایرانیان در توجه به گذشتهٔ خود در زمان تهیه و انتشار این اثر پیدا کرده بودند . جز اینها ، تصویری که در مقدمهٔ همین کتاب از «هارونیه» ( یعنی بنای که اکنون در دست تعمیر ست و به مقبرهٔ غزالی منسوب شده است . ) به چاپ رسیده است و مقبرهٔ فردوسی دانسته شده است گویای توجهی است که مردم به شاعر ملی و حماسی خود داشته اند و می خواسته اند که مزار او معلوم و مشخص و بنایی با شکوه و فخیم باشد . از روی متنی که برای چاپ امیر بهادر تهیه شد چاپهای سربی و و سنگی ، چندین بار در تهران طبع شده است . ولی هیچ یک بدان قطع و هنر و زیبایی و تمامی نیست . 


چاپهای جدید 


        سال ۱۳۱۳ ، به مناسبت سالگرد هزارمین سال تولد فردوسی ، موجب فعالیتهای متعددی در بزرگداشت فردوسی و معرفی شاهنامه شد . دامنهٔ این فعالیت از ایران فراتر رفت و به کشورهای اروپایی و آسیایی کشیده شد و عده ای از ملتهای دیگر با ایران هم آوازی کردند و از جمله کارهایی که شد آن بود که درین سال چند شاهنامهٔ کامل و منتخب در ایران انتشار یافت .

       نخستین چاپ سربی ، در قطع کوچک که به اسلوب جدید چاپ کتب در ایران به عمل آمد آن است که در پنج مجلد به تصحیح  و مقابله و همت محمد رمضانی صاحب کلالهٔ خاور از سال ۱۳۱۲ شمسی به چاپ رسید و مقارن جشن هزارهٔ فردوسی منتشر شد . این چاپ دارای مقدمه ای کوتاه به قلم غلامرضا رشید یاسمی بود . 

      جز آن چاپ سربی دیگری از این حماسهٔ بزرگ به قطع رحلی به توسط سیف آزاد مدیر روزنامهٔ ایران باستان در دسترس قرار گرفت . عبدالرحمن سیف آزاد این چاپ را به تصاویر متعددی از پادشاهان پیشدادی مُزیّن کرد و در توضیحات خود گفت که در چاپ خود از شاهنامهٔ چاپ اولیا سمیع و شاهنامهٔ تصحیح فرصت شیرازی و شاهنامهٔ چاپ مؤسسهٔ خاور و چند نسخهٔ دیگر استفاده کرده است . 

      بالاخره در همین سال چاپ کامل شاهنامهٔ دیگری که تا کنون بهترین چاپ مورد اعتماد ایران دانسته شده است به سرمایهٔ کتابفروشی بروخیم شروع شد و چاپ دورهٔ ده جلدی آن در سال ۱۳۱۵ خاتمه یافت . این چاپ اساساً از روی چاپ فولرس « پس از مقابله با نسخ خطی دیگر و ترجمهٔ حواشی لاتینی آن به فارسی » و در مجلدات آخری با توجه به چاپهای ترنر ماکان و ژول موهل تهیه شد . جلد اول آن تصحیح مجتبی مینوی و جلدهای ۲ تا ۵ تصحیح عباس اقبال و جلد ششم تصحیح سلیمان حییم و بالاخره تتمهٔ آن تصحیح سعید نفیسی است . در چاپ بروخیم یکصد پرده از نقشهای قلم درویش پروردهٔ ایران که هنرمندی ارمنی بود به چاپ رسید . این تصاویر قدمی تجددآمیز در مصور ساختن شاهنامه بوده با مجالسی که تا آن روزگار در شاهنامه دیده نشده بود . صورتها و حرکات و صحنه ها با آنچه در مینیاتورها و نقاشیهای قهوه خانه ای شاهنامه  بطور سنتی دیده 

می شد فرق عمده داشت . 


فروغی و شاهنامه 


      همانطور که گفته شد در سال ۱۳۱۳ چند منتخب هم از شاهنامه نشر شد . ولی اهم آنها کار با ارزش محمد علی فروغی است و موسوم به « خلاصهٔ شاهنامهٔ فردوسی » . فروغی به قول خودش « به شاهنامه عاشق و فردوسی را ارادتمندِ صادق » بود و در برپا کردن مقبرهٔ فردوسی اهتمامی کم مانند مبذول کرد و مقالات و خطابه های متعدد در باب فردوسی دارد ( که مجموعه ای از آنها به توسط حبیب یغمایی به چاپ رسیده است ) در خلاصهٔ خود سعی کرد که ضمن به کار بردن ذوق و سیلقه ، متن هم تا حدود امکان از حیث صحت قابل اعتماد باشد . چنانکه خود او نوشته است درین کار مجتبی مینوی با او همکاری داشت . فروغی همچنین توفیق یافت که هشت سال بعد صورت کوتاه تر شده ای از شاهنامه را با مشارکت حبیب یغمایی به نام « منتخب شاهنامه  برای دبیرستانها » منتشر کند . 


سخنان قزوینی


       فروغی از زمانی که به عنوان رئیس انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۴ شمسی ورقهٔ « استمداد انجمن آثار ملی برای بنای مقبرهٔ فردوسی » را انتشار داد و از آن پس مرتباً خطابه ها ایراد کرد و مقالات نوشت ، دیگران را هم به شرکت درین خدمت و وظیفهٔ ملی بر می انگیخت . از جمله میرزا محمد خان قزوینی را که در اروپا مقیم بود به اهتمام در نشر تحقیقات علمی مربوط به فردوسی دعوت کرد . همچنانکه سید حسن تقی زاده هم مصرانه قزوینی را بدین همکاری تشجیع می کرد . نامه هایی که قزوینی به تقی زاده درین موضوع نوشته است گواهی است صادق . قزوینی در یکی از نامه های خود می نویسد : « اما علت اینکه نتوانستم ، نه این است که کاری دیگری داشتم . یا این موضوع برای من دلکش نبود . خیر از همان وقتی که مرقومهٔ سرکار عالی و آقای ذکا الملک در خصوص این خواهش به دستم بنده رسیده بنده جمیع کارهایی را که به دست داشتم یک قلم به کنار گذاشتم و با خود عهد و التزام کردم که تا درین موضوع چیزی ننویسم به هیچ کار دیگری مشغول نشوم . زیرا که هر ایرانی در هر طبقه و درجه ای که باشد نسبت به حال خود ، مقدار عظیمی از ملیت خود را مدیون فردوسی است . این از بدیهیات اولیه است و تکلیف وجدانی هر ایرانی است که از هر راهی و به هر وسیله ای که می تواند لساناً یا قلماً یا مالاً و مجاهدهً یا بایّ نحو از انحا دیگر کمکی برای ساختن مقبرهٔ فردوسی و اعلا ذکر او و نثر مناقب و محامد او تخلید نام متبرک او بنماید . » 

      گر چه قزوینی در آن وقت نتوانست که دعوت فروغی و تقی زاده را اجابت کند و در باب شاهنامه مطلبی عرضه کند ، مقدمهٔ قدیم شاهنامه ای را که او از چند سال پیش بطور عالمانه تصحیح کرده بود عباس اقبال آشتیانی در جلد دوم بیست مقالهٔ قزوینی در سال ۱۳۱۳ به یادگار جشن هزارهٔ فردوسی به چاپ رسانید . 


چاپهای دیگر شاهنامه 


      بازگردیم به چاپهای شاهنامه : با انتشار شاهنامهٔ بروخیم بیش از بیست سال ، آن چاپ مرجع اغلب تحقیقاتی بود که در ایران و حتی در ممالک خارج می شد . پس از آن دکتر محمد دبیر سیاقی در سال ۱۳۳۵ به انتشار شاهنامه ای در شش جلد  ( عیناً از روی چاپ ترنر ماکان ) اهتمام کرد و در سال ۱۳۴۴ تجدید طبعی هم از آن منتشر شد . او بعدها ، برای نخستین بار کشف الابیاتی از شاهنامه بر اساس چاپ خود تهیه کرد که برای پیدا کردن بیت ها در تحقیقا فایده بخش است . بالاخره یکی از اقدامهای مفید که در راه چاپ شاهنامه در ایران صورت گرفت تجدید طبع عکسی طبع موهل به جیبی است .( دو بار ) 


چاپ مسکو 


     تلاش و کوشش در طریق به وجود آوردن متن صحیح شاهنامه از آرزوهای دور و دراز محققانی است که ادبیات فارسی زمینهٔ کار علمی آنهاست . به همین لحاظ مؤسسهٔ شرقشناسی آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی نخستین مجمعی است که تهیهٔ متن شاهنامه بر اساس نسخه های معتبر را با اتخاذ روش واحد و بطور کار دسته جمعی یعنی به وسیلهٔ هیاتی از محققان خود آغاز کرد . نخستین جلد از این تصحیح که چند سال مدت گرفته بود در سال ۱۹۶۰ در سلسلهٔ آثار ادبی ملل خاور در مسکو پخش شد . در تهیهٔ این متن آندره برتلس ، گوزلیان ، اسمیرانوا ، عبدالحسین نوشین ، محمد نوری عثمانف ، طاهر جانف ، رستم رستم علی یف کار کردند . این متن نخستین چاپی است که مبتنی بر نسخهٔ قدیمی مورخ ۶۷۵ موجود در موزهٔ بریتانیا تهیه شده است . محققان شوروی چند نسخهٔ دیگر را هم در مقابلهٔ خود مورد نظر قرار داده اند . محمد نوری عثمانوف و رستم علی یف که از تهیه کنندگان آن متن بودند مشترکاً طبع دیگری را به عنوان « طبع انتقادی و علمی شاهنامه فردوسی از روی قدیمی ترین نسخه های خطی موجود در جهان » در سال ۱۳۵۱ در تهران بوسیلهٔ کتابخانهٔ پهلوی آغاز کردند که تا کنون دو مجلد آن انتشار یافته است . 

       در سال ۱۳۵۰ به مناسبت جشنهای دو هزار و پانصد سالهٔ بنیاد شاهنشاهی ایران دو شاهنامهٔ مصور یکی قدیمی و دیگری تازه پرداخته به قطع رحلی در دسترس قرار گرفت و شهرت یافت . اولی چاپ عکسی بسیار هنرمندانه از نسخهٔ نفیس و ممتاز مشهور به بایسنغری است که اصل آن نسخهٔ عالی کم نظیر از شاهکارهای هنر تذهیب و تجلید و تصویر و خطاطی مکتب هرات است و پیش از این یادی از آن به میان آمد . 

       دومی ، چاپی است از شاهنامه  ای که به سرمایهٔ مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر با توجه به بازسازی هنرهای قدیمی از قبیل تشعیر و تحریر و تذهیب و مجلس سازی و خطاطی و جدول بندی و طلا اندازی به خط جواد شریفی و نقاشیهای سیاه و سفید علی اصغر معصومی و مینیاتورهای محمد بهرامی و تشعیر و تذهیب حسین اسلامیان و بالاخره تصحیح و مقابلهٔ متن به وسیلهٔ دکتر محمد جعفر محجوب به وجود آورده شده است . 

         

           

                   

    

































































































































































‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

گر شرم همی ز آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه وار نیک و بد بنمایی
چون آینه روی آهنین باید داشت

جمال الدین عبدالرزاق