۱۷ مهر ۱۳۸۸

بزرگداشتِ حافظ ۱



مقدمه : 


چنان که مستحضرید ۲۰ مهر ماه روز بزرگداشت حافظ است . البته نگارنده اصلاً چنین روزی را به خاطر نداشت و تلنگُر دوستی ادیب مرا به خود آورد که هان ای روزگارِ نو چه بی خبری از روزِ حضرتِ حافظ؛ که دیوانش هر روز از برابر دیدگانت میگذرد و انگار نه انگار که حافظ است . و نام غنی و قزوینی و خانلری در عطفش می درخشد . 

باری به این مناسبت از دیروز به جان کتابخانه و آرشیو مجلات موجود افتادم و هر چه در باب حافظ یافتم لیست کردم و پس از رده بندی و تعیینِ کیفیت مطالب تعدادی را انتخاب کردم و آنهایی را که بیش از اندازه عریض و طویل بود را تلخیص و مابقی را به حال خود رها کردم تا در این هفت روز به یاد حافظ در روزگارِ نو به تناوب عرضه گردد .

در این هفت روز برآنم که به معرفی آنها که به تصحیح دیوان حافظ پراخته اند و معرفی نُسَخِ موجودِ دیوان حافظ در اطراف و اکناف گیتی  و مقالاتِ مرتبط با حافظ و زندگانی او و همچنین کُتُبی که در باب حافظ و اشعارش موجود است و مقداری هم مطالب متفرقه در حواشی بزرگداشتهای حافظ بپردازم . 

امید که در این راه روح بزرگ لسان الغیب از ما خشنود باشد و خوانندگان ادب دوستِ روزگار نو حظِّ وافر برند و  اطلاعاتی در خور و متقن از حافظ و حافظ شناسی و حافظ شناسان به دست آورند ، که ما را همین بس .



حافظ و مترجمین انگلیسی آن 

به قلم پرفسور ا . ج . آربری 




در سالِ ۱۷۸۳ شرکت « هند شرقی » « ویلیام جونز » را دعوت کرد که به سمت قاضیِ محکمهٔ عالی بنگاله به هندوستان برود و او به قبولِ این شغل رضا داد . تحقیقات و تتبعات راجع به علم و ادب شرقی که در هندوستان به همت و کوشش مردانی از قبیل « چارلز ویل کینز » و « فرانسیس گلادوین » در راه پیشرفت بود به ورود جونز روحی تازه یافت . در سال ۱۷۸۴ وی انجمن آسیایی بنگاله را بها نهاد و خود نخستین رئیسِ آن شد . در ۱۷۸۵ و ۱۷۸۶ فرانسیس گلادوین دو مجموعه موسوم به « جُنگِ آسیایی » را انتشار داد و این مجموعه را باید پیشروِ تمام محلّاتی شمرد که بعد در باب تمدن و علم و ادبِ شرقی بوجود آمد . 

بیشترِ اوراقِ « جُنگِ آسیایی » وقف تحقیقات راجع به زبان فارسی گشت و متن چندین غزل از شعرای ایران که غزلهای حافظ نیز جزوشان بود با ترجمهٔ آنها به شعرِ انگلیسی در آن چاپ شد . 

یکی از مترجمینِ غزلهای حافظ که آثار خود را در این مجله منتشر میکرد « تامس لو » بود که اندکی بعد به آمریکا رفت و نوادهٔ زنِ دوم جرج واشنگتن را به زنی گرفت و در هنگام تشییع جنازهٔ رئیس جمهور آمریکا در صف وابستگان و عزادارنِ مهم قرار داشت .

از این وقت به بعد اهل فضل و کمالِ انگلیس در هندوستان و انگلستان بر سرِ تحقیق راجع به حافظ با یکدیگر رقابت می ورزند . شاهد آوردن از شعرِ حافظ برای شرح و بیان نکته ای در هنگام بحث و یا برای تأیید حجّت و برهان خود نشانِ معرفت و تربیت و ظرافت فکر بود . در سال ۱۷۸۷ « جان نات » که پیشهٔ جراحی داشت ، هفده غزلِ حافظ را با ترجمهٔ آنها به شعر انگلیسی و زندگی شاعر و شرح غزلیات در لندن منتشر ساخت و آن را « کتاب لاله زار از دیوان حافظ » نامید .

تمام مترجمینی که اسمشان مذکور شد جز یک یا دو نسخهٔ خطیِ حافظ چیزی دیگر در دست نداشتند زیرا دیوان حافظ تنها در سال ۱۷۹۱ به طبع رسید و انتشار نسخهٔ چاپی که به پیشرفتِ کار تحقیق حافظ مدد بسیار کرده خود ثمرهٔ کوشش یک انگلیسی مقیم کلکته است به نام « آپ جان » این شخص که صاحبِ چاپخانه بود از ابوطالب خان ، از فضلای هندوستان ، خواهش کرد که نسخهٔ دیوان حافظ را برای طبع آماده سازد و حافظ چاپ آپ سان پیشرو همهٔ چاپهای متعدد سنگی و سربی دیوان حافظ از ابتدا تا چاپ نفیس میرزا محمد خان [قزوینی] و دکتر قاسم غنی میباشد . 

انتشار دیوان چاپی حافظ ذوق و شور اهل تحقیق را افزون کرد و بسیاری از فضلای انگلیسی که اوقات فراغ از کارهای رسمی خویش را به آموختن فارسی میگذرانند در حافظ دوستی و در ترجمهٔ غزلهای او به شعر انگلیسی با یکدیگر رقابت میکردند . « سِر ویلیام اوزلی » و برادرش « سِر گُر اوزلی » به مدح و تحسین حافظ پرداختند و مقداری از اشعارش را به شعر انگلیسی ترجمه کردند . سِر گُر اوزلی در وصف حافظ می نویسد : « شیوهٔ سخنش روشن و بی تکلّف و موافق طبعست و اثر معرفت بسیار و علم کامل و وقوف به ظاهر و باطن اشیا از آن هویداست و لیکن از اینها همه گذشته بیان او جذبه ای دارد که در گفتهٔ هیچ شاعر دیگری نیست . » 

« جان هادُن هیندلی » که یازده غزلِ حافظ را باترجمهٔ آنها به شعر انگلیسی در سال ۱۸۰۰ انتشار داد نخستین کسی است که در موضوع مهمّ طریقهٔ ترجمهٔ حافظ سخن به میان آورده و عقیده اش در این باب خواندنیست ، میگوید : « ترجمهٔ لفظ به لفظ و کامل حافظ با مراعات وزنِ شعر و حتّی ترجمهٔ نثر مانند اشعار او محالست و یکی از دلائل واضح این مطلب اختلافات میان وضع جمله بندی و بیان اصطلاحات دو زبان فارسی و انگلیسیست و این اختلافات همواره مانع نزدیک بودن ترجمه با اصل میباشد . لغات متشابه متعدد و گوناگون و انواع جناس که در فارسی و عربی بسیار به کار میرود ، اگر به گوش اروپائی بی معنی نباشد بعید و غریب است و لیکن مردم آسیا آنها را می پسندند و همین چیزهاست که تقلید لفظی را در ترجمه محال میسازد . » به عقیدهٔ هیندلی بهترین طریقهٔ ترجمهٔ حافظ آنست که اصطلاحات فارسی فقط تا آن جایی که موافقِ احتیاجات متعدد شیوهٔ شعر انگلیسی باشد انتخاب و اقتباس گردد و او خود به همین دستور عمل کرده و نیز گفته است مادام که فقط جزو قلیلی از مردم انگلیس به فارسی آشنا هستند نباید یک باره مقداری کثیری از اشعار حافظ را ترجمه کرد زیرا « ترجمهٔ بسیار ممکنست به جای لذّت ، نفرت بیاورد.»

در اواسط قرن نوزدهم در محافل ادبی انگلیس تقریباً همه دوستار شعر فارسی بودند و آن را مدح و تحسین میکردند و جمعی از شعرای انگلیس از سر تکریم و تعظیمِ روح شعری ایران به تقلید شعرِ فارسی شعراها سرودند و مخصوصاً نام حافظ دیگر به گوشها غریب و ناآشنا نبود و مردم شعر خوان انگلیس هر چه زودتر او را نیز مانند عمر خیام دوست قدیم و محبوب خود انگاشتند و فضلایی از قبیل « کاول » و « رابین سن » برای آنکه لطفِ سخن حافظ را بهتر نمایان کنند به نشر ترجمهٔ غزلهای بیشتری پرداختند . 

« هرمن بیک نل » که شغل جراحی لشکری داشت و در هندوستان و چین و تبّت خدمت کرده بود پس از آموختن زبان فارسی چندان شیفتهٔ اشعار حافظ گشت که در سال ۱۸۷۵ عزم کرد که عمر ادبی خود را بر سرِ ترجمهٔ حافظ صرف کند و شور و ذوقش چنان بود که راه شیراز پیش گرفت و مدتی در آنجا ماند تا بتواند « به توضیح پاره ای از نکاتِ مشکوک موفق گردد و با بعضی از محلهایی که شاعر به آنها اشاره کرده است آشنا شود . » سعی و رنجِ بیک نل در این راه به حاصل نبود و لیکن پیش از آنکه هیچ یک از آثار او به چاپ رسیده باشد این مردِ کاری در سن چهل و پنج سالگی درگذشت . برادرش به مدد جوانی فاضل و محقق « چارلز ویلسن » نام که در فاسی کار کرده بود همهٔ نوشته های او را مرتب و منظم کرد و آنها را منتشر ساخت و به این طریق متن فارسی ۱۸۹ غزل حافظ و چندین قسمت دیگر از دیوان او باترجمهٔ آنها به شعر انگلیسی به صورت کتابی به دستِ اهلِ فضلا افتاد .

دو سال بعد در ۱۸۷۷ میلادی « ادوارد پامر » مجموعه ای به نام « آوازِ نی » انتشار داد و آن مرکب بود از اشعاری که او خود سروده و یا از اشعار دیگران به شعر ترجمه کرده بود و در آن شش غزلِ حافظ یافت میشد . 

« پامِر » نیز در جوانی مرد و گرنه در ترجمهٔ اشعارِ لسان الغیب بیش از این هنرنمایی میکرد . « ویل برفورس کلارک » که در خدمت لشکری بود همهٔ دیوانِ حافظ را به نثر انگلیسی ترجمه کرد و شرح و تفسیری عجیب وغریب که بر اساس نوشته های مفسرینِ صوفی مشربِ حافظ قرار داشت بر آن افزود و کتاب خویش را در سال ۱۸۹۱ در هندوستان به چاپ رسانید .

اکنون وقتِ آنست که نامِ بهترین مترجم حافظ به میان آید . در سال ۱۸۹۷ 

« گرترود بِل » که در آن هنگام زنی سی ساله بود و شهرتی نداشت عالم ادن انگلیسی را با انتشارِ ترجمهٔ ۴۳ غزل حافظ یکباره متعجب و مشعوف ساخت ، چرا که شعرش همه بسیار خوب و عالی بود و پرفسور ادوارد براون در تمجیدِ آن گفته است که ترجمهٔ گرترود بل « شعرِ حقیقیست و آن را مقامی بلند میباشد و شاید به استثنای ترجمهٔ فیتز جرالد ، عالیترین و شاعرانه ترین ترجمهٔ شعرِ فارسی در زبان انگلیسیست . » قدر و منزلت این تمجید و تحسین از آن است که به قلم استادی بصیر و آگاه نوشته شده بود که خود در ترجمهٔ شعرِ فارسی به شعرِ انگلیسی زبردستی و مهارت بسیار داشت و همهٔ خوانندگانِ اشعارِ گرترود بل نیز در این باب با پرفسور ادوارد براون هم عقیده و هم زبانند . 

وی کتابِ خویش را به نام « اشعاری از دیوان حافظ » منتشر ساخت و چون این نکته را به خاطر آوریم که سرایندهٔ این اشعارِ عالی بیش از چهار سال فارسی نیاموخته بود اهمیتِ و اعتبارِ کاملِ آثار او بر ما بهتر هویدا میشود ، هر چند گرترود بل از طریق تواضع و ادب نوشته است : « من خود میدانم که به قدرِ فرنگیان دیگر به لطف اشعار حافظ پی میبرم . » با اینهمه در میان فرنگیانی که به ترجمهٔ اشعار حافظ پرداخته اند شاید هیچکس به اندازهٔ این زنِ جوان انگلیسی به روح شعرِ حافظ پی نبرده باشد . جای افسوست که وی بعد از انتشار یافتنِ کتاب مذکور دیگر به کارِ ترجمه و تحقیق فارسی نپرداخت و لیکن در باقی ایام حیات خود به مملکت خویش و به ملل شرق وسطا خدمات بزرگ نمود .

در سال ۱۸۹۸ یعنی یک سال پس از انتشار اشعار گرترود بل کتابی حاویِ ترجمه های بدیع و قابلِ توجه اشعار حافظ به چاپ رسید و مترجم ، فاضلی محقق بود به نام « والتر لیف » ( leaf ) که به واسطهٔ تحقیقاتش در آثار ادبی یونان قدیم و ترجمه های استادانه اش از اشعار « هومر » در انگلستان شهرتی بسزا داشت . والتر لیف به قصدِ ترجمهٔ حافظ به یاد گرفتن فارسی پرداخت و برای ترجمه طریقه ای نوین اندیشید و بر آن شد که خو موافقِ آن عمل کند . 

می نویسد : « کسانی که طالب ترجمه های اشعار حافظ باشند آنها را به آسانی به دست می آورند و به خواندنشان میتوانند از بادهای مغرب عطر باغهای مشرق و بوی مشک تتار را بشنوند و شعلهٔ گل سرخ و لاله را بنگرند و لذت شیرینی و شراب مردافکن ایرانی را بچشند و به سر انگشتان با حلقه های زلف معشوقه بازی کنند و لیکن به گمان من از این ترجمه ها هیچ یک به گوش خوش نمی آید و نغمهٔ بلبل شیراز به کیفیتی که در تغییر راه یافته و یا به وسیلهٔ کلمات خشک و بی نشاط ترجمهٔ منثور به گوش اروپایی میرسد . اما چه در اشعار حافظ و چه در گفته های شعرای دیگر وضع و کیفیتِ بیان نیز خود جزئی از اجزای اصلی شعر میباشد و این مطلب دربارهٔ شعرِ حافظ بیشتر صادق می آید ... نظر به این دلایل سعی در شناساندن رابطهٔ میان روح و وضع و کیفیتِ کلام حافظ شاید بی فایده نباشد و نیز باید به یاد آورد که در میان شعرا حافظ در انتخاب وزن و بحر و کلمات استادیست کم نظیر . »

پس والتر لیف مطابقِ طریقه ای که برای ترجمهٔ حافظ اندیشیده بود ، دلیرانه  دست به کار شد و ۲۸ غزلِ حافظ را به وزن اشعارِ اصلی به شعرِ انگلیسی ترجمه کرد و تمام ابیات هر غزلش مانند اصل فارسی قافیه داشت . این دانشمندِ فرزانه به ترجمهٔ حافظ موافقِ طریقهٔ مذکور تا آنجا که ممکن بود موفق گشت و از عهدهٔ آن بیرون آمد و لیکن شک نیست که ترجمهٔ او از نظرِ ارزش ادبی به پای گرترود بل نمیرسد .

چنانکه نوشته شد والتر لیف فقط به ترجمهٔ ۲۸ غزلِ حافظ پرداخت . در سال ۱۹۰۱ سه جلدِ ظریف که فقط برای اعضای انجمن ویللون ( villon ) آماده شده بود به نام « اشعار شمس الدین محمد حافظ شیرازی » از چاپ بیرون آمد و در صحیفهٔ عنوان کتاب نوشته بود که این « نخستین مجموعهٔ کامل از دیوان حافظ است که موافق شیوهٔ اصلِ اشعار از فارسی به شعرِ انگلیسی ترجمه شده است . » « جان پین » ( payne ) که این مجموعه را به وجود آورده بود به فرزانگی و هنرمندی بسیا شهرت داشت و یکی از بهترین مترجمینِ اشعار 

« فرانسوا وییون » و کتاب « ِکامرون » بوکاچیو و « الف لیله » به شمار میرفت . وی در ترجمهٔ حافظ طریقهٔ والتر لیف را پیش گرفت و تمام دیوان حافظ را به شعرِ انگلیسی درآورد و تا آن جایی که ممکن بود وزن و قافیهٔ اصل را پیروی کرد . این خود کاری بزرگ بود و هنری که مترجم در نظم اشعار ظاهر ساخته در خورِ مدح و تحسین است و لیکن گمان نمی رود که هیچکس طریقهٔ ترجمهٔ والتر لیف و جان پین را دیگر پیروی کند زیرا باید گفت که ترجمهٔ « پین » سست و ضعیف و تقلیدِ بدیست از گفته های حافظ و این ترجمه خود دلیل واضحیست بر ناصحیح بودن طریقهٔ او . حقیقت آن است که فارسی به واسطهٔ داشتن قافیهٔ فراوان برای اشعاری از قبیل قصیده و غزل مستعد میباشد و لیکن در زبان انگلیسی قافیه کم است و شعری که بیشتر از سه بیتش یک قافیه داشته باشد به گوش انگلیسی خوش نمی آید . از این گذشته در زبان فارسی برای اشعار ، اوزان و بُحور بسیار است اما در انگلیسی اوزان و بُحورِ شعری محدود میباشد و تقلید از عروض فارسی غیرطبیعی و بی لطفست .

بعد از گرترود بل و والتی لیف و جان پین شاعری زبردست و نقّادی ماهر به حافظ پرستی  گروید و او « ریچارد لوگالی ین » انگلیسی است که در ۱۹۰۵ کتابی منتشر ساخت حاوی ترجمهٔ صد غزلِ حافظ . وی صادقانه اقرار دارد که هیچ فارسی نمی داند و مدّعیست که اگر ده سال هم فارسی بخواند نمیتواند از اصل دیوان حافظ بیش از ترجمهٔ «ویلبر فورس کلارک » یا « جان پین » استفاده کند . وی ترجمهٔ این دو محقق را اساسِ کار خویش قرار داده و عمداً از طریقهٔ ترجمهٔ لفظ به لفظ چشم پوشیده است و بر آن شده است که شعر حافظ را به شعر انگلیسی ترجمه کند . مینویسد « غرضِ من شعرِ انگلیسی گفتن است نه تقلیدی بی روح از یک شاهکار بزرگ . جنبهٔ شعری مجموعه ای که به دست خوانندگان می دهم از جنبهٔ ترجمه اش بیشتر است . با این همه مقصودِ من آن بوده است که اشعار شاعرِ بزرگ ایران را به قدرِ وسعِ خویش برای انگلیسی زبانان درست و نزدیک به اصل ترجمه کنم و به حقیقت ثمرهٔ جدّ و جهدِ من اگر به ظاهر گفتهٔ حافظ نباشد در معنی موافقِ روح اوست . » 

از نظر شناساندن دقیق حافظ به یک زبان خارجی ، البته ترجمهٔ حافظ با این اصول هم از ابتدا محکوم به عدم موفقیت بود . لوگالی ین نتوانست حافظ را به زبان انگلیسی به ما بدهد ، ولی اشعاری که به انگلیسی نگاشت اگر چه خیلی پایینتر از ترجمهٔ دقیق و عالی حافظ بود ، اگر آثار اصیلِ خود لوگالی ین تلقی شود ، بسیار مغتنم و ارزنده است . به عبارت دیگر این اشعارِ لوگالی ین از نظر تغییر زبان حافظ به زبان انگلیسی چندان مفید نیست ولی به مناسبت ارزش خود جزو آثارِ مسلم ادبی در زبان انگلیسی قرار گرفته است .

در ۱۹۲۱ ایزابت بریجز ( Bridges ) دختر رابرت بریجز ملک اشعرای سابق انگلیس ، مجموعه ای مختصر به نام « بیتی و قطعه ای چند از حافظ » منتشر ساخت . اشعار این مجموعه بسیار عالیست و لیکن افسوس که از حافظ در آن اثری نیست و خود در بابِ آن نوشته است :« این اشعار را نباید ترجمه پنداشت . مقصود از سرودن این ابیات شناساندن روح شعرِ حافظ بوده است نه تقلید از فکر و شیوهٔ او . من از تبدیل و حذف و حتی تغییر کلی نیز خودداری نکرده ام ...

بعضی از اشعار به اصل فارسی نزدیکتر است ... و اساس برخی از آنها فقط مضمون یک یا دو بیتِ حافظ میباشد . » 

این طریقهٔ جدید ترجمه از طریق لوگالی ین نیز انقلابی تر می نماید و لیکن ممکنست که در آینده از این شیوه بیشتر پیروی کنند و از این راه بیشتر به ادبیات انگلیسی خدمت نمایند و شاید بهترین طریقهٔ شناساندن روح شعر حافظ و رساندن پیام شاعرانهٔ او به مغرب زمین خود همین باشد . 

جای عجب است که در باب ترجمهٔ حافظ پرفسور ری نولد نیکلسون هم پیش از دیدن کتاب الیزابت بریجز به همین نتیجه رسیده است . نیکلسن در سال ۱۹۲۲ مجموعه ای منتشر ساخت به نام « ترجمه ای چند از شعر و نثر مشرق » در آن ترجمهٔ اشعار حافظ را نیز درج کرد و راجع به ترجمهٔ خود از اشعار حافظ نوشت که بعضی از آنها مرکب از ابیات مختلفِ چندین غزل و برخی ترجمهٔ آزاد و یا نزدیک به اصل قسمتهای مختلفِ یک غزل میباشد . ترجمه های این استاد بسیار معدود و لیکن همه دلپسند و عالیست و افکار شاعرانهٔ حافظ را هر چه کاملتر شرح و بیان میکند .

داستان ترجمهٔ حافظ به انگلیسی در این جا به آخر میرسد و لیکن پایاب این قصه خود آغاز دیگری است . چنانکه نوشته شد بسیاری کوشیده اند که اشعارِ حافظ را به رشتهٔ نظم انگلیسی در آوردند ، از این جمع بعضی در کارِ خود فروماندند و از عهدهٔ انجام دادنش برنیامدند و برخی به مقصود رسیدند . توفیق و عدم توفیق مترجمین در این مدت ۲۰۰ ساله ای که شرحش گذشت درِ خوبیست و به کار کسانی خواهد آمد که باز به ترجمهٔ حافظ خواهند پرداخت ، چرا که از پیروی طریق ناصواب احتراز خواهند نمود و طریقه های بهتری کشف خواهند کرد . شعر حافظ اکنون جزو سوابق و آثارِ ادبی زبان انگلیسیست و تا وقتی که شعر فارسی و شاعر انگلیسی هست اصحاب فضل و کملا به ترجمه کردنِ اشعار حافظ به انگلیسی خواهند پرداخت .


برگرفته از مجلهٔ روزگار نو ، چاپ لندن ، سال ۴ ، شماره های ۲ و ۳ ، ۱۹۴۵ 



























































































































































۱۵ مهر ۱۳۸۸

معرفی کتب و مجلات تازه منتشره و یا دیریاب و قدیمی ۶







۱ ـ ویلهلم تل  اثرِ شیلّر

ترجمه از آلمانی   ، به قلم سید محمد علی جمال زاده 

بنگاه ترجمه و نشرِ کتاب ، چاپ اول ۱۳۳۴ 


نمایشنامهٔ « ویلهلم تل » که از تاریخ و افسانه های ملت سویس مایه گرفته است شاهکار برجسته ایست که نابغهٔ شعر و ادب آلمان ، شیلّع ، در اواخر عمر خود به نظم آورده و مشهورترین اثر وی است .

این حماسه که یکی از زیباترین جلوه های حق جویی و آزادیخواهی در ادبیات است ، ن کتاب به توسط سید محمد علی جمال زاده ترجمه شده است و نثری روان و ترجمه ای فاخر دارد که این امر از ادیبی چون جمال زاده دور از ذهن نیست . 

اصل کتاب به زبان آلمانی است و صحنه ای از زندگی ملت آزاده ایست که به زنجیر اسارتِ بیگانه دچار شده ، اما روح سرکش و طوفانیش به این مذلّت گردن نمی نهد ؛ میخواهد آزاد باشد و سرافراز زندگی کند . این آروزی سوزان دلهای دردمند و پرشور را به هم نزدیک میکند . مردم با یکدیگر پیمان می بندند تا یوغ ستم بیگانگان را ستمِ بیگانگان را از گردن بیندازند و خانهٔ ظلم را بر سرِظالم ویران سازند .

حماسهٔ ویلهلم تل ماجرای کوشش و کامیابی این آزادگان است . 

مترجمِ این کتاب محمد علی جمال زاده از ادیبان بزرگ است که ترجمه ای فاخر و نثری روان چنان که شایستهٔ متنی چنین استوار می باشد را برای علاقه مندان نمایشنامه های شیلّر به یادگار گذاشته است . 

این کتاب اولین کتاب از سری ادبیات بنگاه ترجمه و نشر کتاب است و اولین کتاب منتشر شده توسط این بنگاه . چاپ اول کتاب به سال ۱۳۳۴ و سه چاپ دیگر به ترتیب در سالهای ۱۳۳۴ و ۱۳۴۵ و ۱۳۵۰ از این کتاب به چاپ رسیده است . 

اشعارِ آغاز ویلهلم تل از شاعرِ توانا آقای دکتر نصرت اله کاسمی است که مضمونِ شعر شیلّر را به خواهش ِ مترجم در نهایتِ دقت به نظم آورده اند . 

کتاب با مقدمهٔ مفصل مترجم در سه بخش ِ زیر :

۱ ـ مآخذ و مدارک تاریخی 

۲ ـ عهد و دورهٔ ویلهلم تل 

۳ ـ ملاحظات انتقادی 

از ص ۷ الی ۲۳ ، آغاز شده است و سپس متن نمایشنامه از ص ۲۵ الی ۱۸۴ در پنج پرده و در انتها بخشی با نام « زندگی و آثار شیلّر »  به قلم جمال زاده از ص۱۸۵ الی ۲۰۸ پایان بخش کتاب است . 

اینک برای نمونه قسمت کوتاهی از متن نمایشنامه : 

سنگهای خارای بلندی در حاشیهٔ دریاچهٔ « چهار کانتون » ( چهار ولایت ) روبروی ولایت شویتز دیده میشود . آب دریاچه در خشکی جلو آمده و خلیج کوچکی تشکیل داده است . قدری دورتر کلبهٔ محقری واقع است . ماهیگیر جوانی در قایقی نشسته و بر روی آب دریاچه در گردش است . در طرف دیگر دریاچه چمن زارهای سبز و خرم و دهات و ابنیهٔ روستایی در زیر اشعهٔ خورشید جلوه می کند . 

در سمتِ چپ قلهٔ کوهستان هاکن در وسط انبوه ابر و مه دیده میشود . در سمتِ راست در آن دوردستها یخچالهای طبیعی در بالای کوهها نمایان است . پیش از آنکه پرده بالا برود آواز گاودارها که به آواز « کوه رایهن » معروف است با صدای زنگ گاوها شنیده میشود و پس از بالا رفتن پرده نیز باز مدتی بگوش میرسد . 


قیمت : چاپ اول و روکش دار با کیفیت مطلوب ۱۵۰۰۰ تومان 

چاپهای بعدی  مابینِ ۵۰۰۰ الی ۸۰۰۰ تومان  . 




۲ ـ مالک و زارع در ایران اثرِ دکتر ا .ک .س . لمتون

ترجمهٔ منوچهر امیری 

بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم ۱۳۴۵


« مالک و زارع در ایران » از امّهات کتبی است که خاور شناسان دربارهٔ ایران نوشته اند و قطعاً در نوع خود بی مانند است ، زیرا که گذشته از اینکه موضوعِ بحثِ آن به کلی تازگی دارد ، مؤلفِ محترم با عمق و دقتی قابل تحسین به تحقیقی و موشکافی در هر یک از مناحث پرداخته است و « می تان گفت کمتر منبعی است از منابع و مأخذ موجود از عربی و فارسی و زبانهای فرنگی که مورد استفادهٔ مؤلف قرار نگرفته باشد و اگر کسی نظری به صفحات اول کتاب بیندازد ، صحت این گفته را تصدیق خواهد نمود و خواهد دید که حتی از مؤلفین سنت و تشیع هیچکس نیست که در باب موضوعی که مبحث ماست چیزی نوشته باشد و از نظر کنجکاوی و تحقیق مؤلف باهمت درمانده باشد .  » ( جمال زاده در مجلهٔ سخن ، ص ۶۴۳ ) .

دکتر لمتون را طبقهٔ درس خواندهٔ ایران می شناسند . زبان و ادبیات فارسی را در « مدرسهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی » ( وابسته به دانشگاه لندن ) فراگرفته و در سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ به عنوان وابستهٔ مطبوعات سفارت انگلیس در طهران مشغول خدمت بوده و در سال ۱۹۴۵ به دانشیاری و در ۱۹۵۲ به مقام استادی ادبیات فارسی دانشگاه لندن نایل آمده و در ۱۹۴۵ موفق به گرفتن درجهٔ « دکتری ادبیات » شده است . از مهمترین آثار او باید از « مالک و زارع در ایران » ، « لغت فارسی » ، « دستور زبان فارسی » ، « سه لهجه از لهجه های ایرانی » را نام برد . گذشته از این کتابها ، دکتر لمتون مقالاتِ محققانه ای نوشته و در مجلاتِ مختلف انتشار داده است که مهمترینِ نه به قرر ذیل است : 

۱ ـ شرحی دربارهٔ تاریخ قم 

۲ ـ تنظیم آب زاینده رود 

۳ ـ دوسیورغال متعلق به دورهٔ صفویه 

۴ ـ جهانداری سنجر بنا به شرح و تفصیل عتبه الکتبه 

۵ ـ جامعهٔ اسلامی در ایران 

۶ ـ اندیشه هائی دربارهٔ آیین جهانداری از نظر ایرانیان 

۷ ـ نصیحه الملوک غزالی و آیین شهریاری 

۸ ـ تأثیر تمدن غرب در ایران 

۹ ـ انجمن های سِرّی و انقلابِ ایران در ۱۳۲۴ قمری 

در تاریخ تحریرِ این سطور ( ۱۹۵۱ م ) وی در ایران مشغول تحقیق و تألیفِ تاریخِ دورهٔ قاجاریه است . 


فهرست مطالب کتاب :


بخش نخست : 

فصل نخست ـ منشأ تاریخی : استیلای عرب

فصل دوم ـ اداره کردن درآمدهای مملکتی 

فصل سوم ـ سلجوقیان و روش اعطای اقطاع 

فصل چهارم ـ مغول و دست برداشتن آنان از سنت 

فصل پنجم ـ صفویه و نشو و نمای حکومت مطلقه 

فصل ششم ـ افشاریه یا برزخ میان دو سلسله ، ظهور قاجار 

فصل هفتم ـ نیمهٔ قرن نوزدهم ، طلیعهٔ اصلاحات 


بخش دوم :

فصل هشتم ـ دورهٔ مشروطیت : روی کارآمدن رضا شاه 

فصل نهم ـ قانون مدنی 

فصل دهم ـ آبیاری 

فصل یازدهم ـ اوقاف 

فصل دوازدهم ـ خالصه 

فصل سیزدهم ـ عمده مالکان 

فصل چهاردهم ـ خرده مالکان و دیگر مالکان جزو 

فصل پانزدهم ـ مناطق عشایری 

فصل شانزدهم ـ زارع سهم بر و امنیت او از نظر زمین داری و زراعت

فصل هفدهم ـ طرزِ تقسیمِ محصول و میزان مال الاجاره 

فصل هیجدهم ـ خدمات اجباری و عوارض 

فصل نوزدهم ـ پرداخت مزد خدمتگزاران محلی

فصل بیستم ـ گله ها و چراگاه ها 

فصل بیست و یکم ـ مسائل و مشکلات زارع : روشهای کشاورزی 

فصل بیست و دوم ـ مسائل و مشکلات زارع : وامداری و سطح زندگانی او

فصل بیست و سوم ـ آینده 


ضمایم :

ضمیمهٔ اول ـ از قانون مدنی ، باب سوم ، فصل پنجم ، در مزارعه و مسافات 

ضمیمهٔ دوم ـ اوزان و مقیاسات و پول رایج 

تعلیقات مترجم 

کتابشناسی : 

۱ ـ فهرست کتابهای چاپی 

۲ ـ فهرست کتابهای چاپی و سنگی فارسی و عربی 

۳ ـ فهرست کتابهای اروپایی و مآخذ دست دوم 


فهرست لغات و اصطلاحات 

فهرست اعلام :

۱ ـ فهرست نام جاها

۲ ـ فهرست نام کسان و خاندانها و ادیان 

۳ ـ فهرست نام کتابها 


کتاب در ۸۳۶ صفحه و مقدمهٔ کوتاهی از مترجم می باشد که بسیار راهگشا و مفید می باشد برای آشنایی مقدماتی با کلیات کتاب و نویسنده دانشمند آن .


قیمت : چاپ اول و روکش دار ۴۵۰۰۰ تومان

چاپ دوم و روکش دار ۴۰۰۰۰ تومان 

با کیفیت پایین و فاقد روکش و بدون فرمان ۲۰۰۰۰ تومان 




۳ ـ اسناد پادریان کَرمِلی 

بازمانده از عصر شاه عباس صفوی 

به کوشش : دکتر منوچهر ستوده ، با همکاری : ایرج افشار

مرکز نشر میراث مکتوب ، چاپ اول  ۱۳۸۳ 


اثر حاضر شامل ۱۷۰ سند ( = فرامین و مکاتبات ) مربوط به گروه مسیحیان مشهور به پادریان کَرمِلی عصر شاه عباس است که برای تجارت ( و در ضمن آن برای تبلیغ مسیحیت ) به ایران آمده بودند .

اهمیت این اسناد مشخص است . زیرا بدون دستیابی به این مدارک ، حتی از راه سفرنامه های اروپائیان نیز ممکن نبود که نسبت به روابط میان صفویان و مسیحیان تا این اندازه اطلاعات جزئی با ارزش به دست آورد .

اثر حاضر ، بر اساس نسخهٔ یگانهٔ ترجمهٔ فارسی اسناد یاد شده که در کتابخانهٔ ملی شهر ناپل ایتالیا نگهداری می شود ، آماده شده است .

نوع اطلاعات نامه ها :

ـ از واسطه های پرو پا قرص و دلّالان دائمی و همیشگی ، پادریانِ پابرهنه  کوه کرمیلان اند که تال دنیا و ریاضت کش اند ، به سبب آنکه خدا از ایشان راضی باشد و دیگر جماعت را دلیل ره شوند . ( ص ۵۰ )نامهٔ شمارهٔ ۱۷

ـ در نامهٔ سوم که پادری « رودنتو » از طرف پادشاه اسپانیا به ایران رسانیده ، سخن از واگذاری بندر « گُمرون » به ملازمان پادشاه اسپانیا و خرید و فروش ابریشم در هرمز قدیم یا گووه یا لیسبون و محدود شدن تجارت بازرگانان عجم در محلهایی که به نفع اسپانیاست .

ـ قلاعی را که ایرانیان در حدود بندر گمرون ساخته اند باید خراب شود . ( ص۱۷۵ و ۱۷۹ ) 

ـ سوای فرنگی که رعیت پادشاه اسپانیاست ، فرنگی دیگری به بارگاه (=بندر) نیاید ( ص ۱۸۰ ) 

ـ بحرین را تسلیم منسوبات اینجانب نمایند . ( ص۱۷۶ و ۱۸۰ ) 

ـ پادشاه اسپانیا از آن طرف می خواهد که تجارت ابریشم در انحصار خود او باشد و تجّار و خریداران دیگر در این امر دخل و تصرفی نداشته باشند . از این جهت در یکی از نامه ها رسماً می نویسد : « پُر معقول نیست که مردم انگلیس را در بندر و الکهٔ خود جای دهند و عزت نمایند ، واسطهٔ آنکه ایشان قُطاع الطریقند و لایق نوّاب همایون ( = شاه عباس ) نیست که پشت و پناه راهزنان باشد و ایشان دشمنان پادشاه اسپانیا هستند . » ( ص ۱۸۶ ) 

ـ هراطقه ، یعنی ترسا ، سوداگران انگلیس اند که در اصفهان می باشند . ( ص۱۹۵ ) 

ـ جماعت انگلیسی اراده داشتند که عرضه داشتی به نواب اشرف ( شاه عباس) نمایند . ارباب رقم گرفتن به واسطهٔ ابریشم طلب نمودن از شیروان و شماخی ( ص۲۰۸ ) 

ـ سنور دون برتو شرلی ـ از امیر زادگان انگلیسی ـ وارد صحنهٔ سیاست و کشمکش ترک و فرنگی می شود ( ص ۴۵ ) و از طرف دولت ایران به خدمت سلاطین فرنگی فرستاده می شود .

ـ از مواد قرارداد پادشاه اسپانیا محمدی ( = مسلمان ) نکردن تجار ابریشم و دلّالان و خریداران است که مسیحی هستند و رعیت پادشاه اسپانیا می باشند . این ماده یکی از مواد یک طرفه قرارداد است . زیرا پادریان پابرهنه که میسیون مذهبی بوده اند ، در بندرِ هرمز غلامان و کنیزان و اربابان را عیسوی کرده اند . ( ص ۴۴ )

ـ خبر مسیحی شدن چهار تن به گوش شاه عباس میرسد . شاه عباس می گوید : « مگر معقول می باشد که عوض نان و نمک که نسبت به پادریان کرده ام ، حالا پادری مسلمان و رعیت اشرف را عیسوی می کند . » ص۲۲۴ در نتیجه امر شد که پادریان نماز نخوانند و درِ کلیسا را ببندد و مُهر کنند . ( ص ۲۳۰ ) 

ـ بحث مذهبی شاه عباس با گروههای مختلف مسیحی در صفحات ۲۲۶ تا ۲۴۰ خواندنی است . 

کتاب حاضر در ۳۲۸ صفحه تهیه و چاپ شده است و فهرست مطالب آن به شرح زیر است : 

مقدمهٔ مصحح ـ دکتر منوچهر ستوده 

یادداشت ـ ایرج افشار 

فهرست مکاتیب و فرامین 

اسناد پادریان کَرمِلی بازمانده از عصر شاه عباس صفوی صص ۲۷ الی ۲۶۳

پیوستها 

۱ـ تصویر نسخهٔ خطی اساس 

۲ ـ فهرست مجموعه ای که آنجلو پیه مونتسه به ایتالیایی نوشته 

۳ ـ چند سند چاپ نشده دربارهٔ امتیازهایی که شاهان صفوی برای مبلغان کاتولیک قائل شدند ـ فرانسیس ریشارد ؛ ترجمهٔ ع . روحبخشان 


فهرستها 

نامهای اشخاص

نامهای جغرافیایی و طوایف 

نامهای مسیحی 

ترتیب تاریخی نامه ها


این کتاب و دیگر آثار منتشرهٔ « مرکز نشر میراث مکتوب » را می توان از مرکز میراث مکتوب تهیه کرد . 

آدرس : تهران خیابان انقلاب اسلامی ـ بین خیابان دانشگاه و ابوریحان ، ساختمان فروردین ، شمارهٔ ۱۳۰۳ ، طبقهٔ دوم ، واحد ۹ 

تلفن : ۶۶۴۹۰۶۱۲        ـ وب سایت : www. MirasMktoob.com

قیمت : ۴۵۰۰ تومان 





۴ ـ مجلهٔ نگاه نو   

شمارهٔ ۸۲ ، تابستان ۱۳۸۸


این شماره از « نگاه نو » به مانند شماره های قبل شامل یادمان شخصیتی بزرگ از بزرگان ایران است . در این شماره بخش اعظم مجله به بزرگداشت « دکتر غلامحسین مصاحب » اختصاص داده شده و شامل مقالات روشنگری در باب این چهرهٔ درخشان است که نامش همیشه یادآور « دائره المعارف فارسی » است . این شماره در ۱۳۸ صفحه به قیمت ۳۰۰۰ تومان در اکثر دکاکینِ مطبوعاتی تهران قابل تهیه می باشد . 

نگاه نو از آن دسته مجلاتی است که در این روزگار بی فرهنگی غنیمت است و چند روزی دِماغ پرمشغله و نامیزان آدم را آرامش و تسلّی می دهد . 

در این شماره می خوانید : 

بازخوانی پروندهٔ اتحاد ِاسلامِ نادر  ـ محمد علی موحد 

یادآورد ، تاریخ ، حقیقت ـ فخرالدین عظیمی 

تاریخ ، فراموشی و انکار ـ نادر انتخابی

کولاکوفسکی ، اندیشمندِ خطاپذیر ـ گفتگوی ابوالحسن مختاباد با خسرو ناقد

انقلابِ نیچه در اخلاق ـ والتر کافمن ترجمهٔ شاپور بهیان 

آیندهٔ پیشرفتِ فنّاوری ـ بایزید مردوخی

سال شمارِ زندگی دکتر غلامحسین مصاحب 

مصاحب ، پیشگام آموزشِ ریاضیات جدید در ایران ـ محمد هومن

مصاحبِ مدیر ـ هرمز همایون پور

غلامحسین مصاحب ، آموزگار روشمندی ـ داریوش آشوری

مصاحبِ دانشنامه نگار ـ عبدالحسین آذرنگ

کارنامهٔ مطبوعاتی مصاحب ـ سید فرید قاسمی 

دکتر مصاحب ریاضیدان ـ علیرضا مدقالچی 

مصاحب : آموزگارِ عقل و منطق ـ ضیا موحد

چرا ایران را باید دوست داشت ؟ـ علی اشرف درویشیان 

امروز چگونه می توان ایرانی بود ؟ ـ رامین جهانبگلو

کتاب و آدم ـ ری برادبری ، ترجمهٔ پرویز دوایی

دفاع از مردم سالاری در برابر عوام گرایی ـ مارک وتسووسکی ، ترجمهٔ روشن وزیری

دروغگوی قهاری بودم ـ گفتگوی پاریس ریویو با گونترگراس ، ترجمهٔ علیرضا اکبری 

شعر امروز ایران ـ مسود احمدی ، اکبر اکسیر ، بهارهٔ رضایی ، مهری شاه حسینی 

سندی تازه یاب ـ محمد دهقنی 

اهدای جایزهٔ مهتاب میرزایی ( سومین دوره ) 

موسیقیدانان دیروز ، موسیقیدانان امروز ـ ع . م 

ادبیات فراغت : با نگاهی به کارت پستال ـ محمد رفیع محمودیان

تازه های کتاب ـ مهشید جعفری 

پیوند شعر و مرگ ـ محمد رحیم اخوت

همایون صنعتی زاده درگذشت ـ ع . م 

خبرسازان ـ بامداد میرزایی 

نبض امروز ـ حسن کریم زاده 



قیمت : ۳۰۰۰ تومان





دکتر غلامحسین مصاحب